≾ پـسـتــــــ ثـابـتــــــ ≿


تمام نظـرات فقط در همیـن پـست است

بـرای خـوانـدن مینیمـال های قبلی به آرشیـو بـرویـد

هر روز به تعـداد مینیمـال ها اضافه می شـود

لطفـا بـا اکسپلـورر وارد نـشـویـد

کـسـی لیـنک نمـی شـود

مخاطب خاص ندارد


1540

بـاور می کنـم

وقـتـی کـه دره هـای درد بـر پـیشـانـی ام

تنهـا چنـد خـط سـاده اسـت ...

بـاور می کنـم

آینـه ها نیـز دروغ می گـوینـد !

1539

حـالا کـه رفـتـه ای

دلـم بـرای تـو بـیشتـر از خـودم می سـوزد

فکـر می کنـی ...

کسی بـه انـدازه مـن دوستـت خـواهـد داشـت ؟!

1538

اگـر اسکنـدر

سـربـازانـش را از تـاریـخ بـیـرون بیـاورد

و خـون هـای ریختـه

بـه رگ هـای صـاحبـانـشان بـرگـردنـد ...

مـن هـم دسـت و پـای گمشـده ام را پیـدا می کنـم

بـرای بغـل کـردنـت !

1537

مـرا یـاد بگیـر

نـه مثـل جبـر

نـه مثـل هنـدسـه

نـه مثـل یـک منهـای یـک

کـه هـمیشـه صفـر می شـود

مـرا یـاد بگیـر

مثـل نـیمکـت آخـر

زنـگ آخـر

و دستـانـی کـه نـام تـو را ...

مـدام روی چـوب حـک می کـرد

مـرا یـاد بگیـر !

1536

می نـویسم دوستـت دارم و

قـایـم اش می کنـم

تـو بـه درد زنـدگـی نمی خـوری

تـو را بـایـد نـوشت و گـذاشت

وسـط همـان شعـر هـا و قـصـه هـایـی ...

کـه ازشـان آمـده ای !

1535

تـو بـا مـن بـازی می کنی

مـن بـا تـو عـاشقـی

دیگـران را نگـاه کـن کـه چگـونـه ...

محـو تمـاشـای ایـن بـازی عـاشقـانـه انـد !

1534

دوستـم داشتـه بـاش

از رفـتـن بمـان

دستـت را بـه مـن بـده ...

کـه در امتـداد دستـانـت

بـنـدری است بـرای آرامـش !

1533

خیـلـی دوستـت دارم

ده تـا

مثـل روزهـای کـودکـی مـان

عـمیـق ...

پـاک

و بـسیـار !

1532

آنـگـونـه تـو را چـشم انتظـارم

کـه اگـر

ایـن چـشم بخـوابـد ...

آن یـکـی بـیـدار اسـت !

1531

تـو عقـربـه ی ساعـت شمـاری

مـن دقـیـقـه شمـار ...

لـحظـه شمـاری می کنـم

بـرای دوازده تمـام !

1530

الفبـایـی دیگـر می خـواهـم

تـا بتـوانـم عـشق تـو را معنـا کنـم ...

امـا حـیـف کـه عـشق تـو حـرف نـدارد !

1529

تـو

آن نـت گـمشـده ای

بیـایـی کـامـل می کـنـی ...

آهنـگ زنـدگـی مـرا !

1528

بـرای فـرار از دوست داشتـن کسی

بـه تـا دیـر وقـت

کـار و کـار و کـار

پنـاه می بـرنـد آدم هـا گـاهی ...

تـکـلیـف چـیـست ؟

کـه فـرار از مـن فـرار می کنـد

وقـتـی تـو را دوست داشتـن

شغـل مـن اسـت !

1527

در معـرکـه ی چشمـانـت

شـوقـیست ...

کـه حـجـم تمـام دوسـت داشتـن هـای عـالـم را

پـلـک می زنـد !

1526

بـه تنهـایـی اش

عـادت کـرده شاعـر

مثـل ولیـعـصـر ...

بـه عـابـریـن غـمگینـش !

1525

مـن عـادت کـرده ام

شعـر هـایـم را بـا لهجـه ی مـردی بنـویـسم

کـه زبـان مـادری اش را فـرامـوش کـرده اسـت

و بـا لحـن تـب دار آغـوشش

بـرایـم سپـیـد می گـویـد

بـا منطـق مـردی ...

کـه از مـو هـایـم فـلسفـه می بـافـد !

1524

کـوتـاه اسـت

فـرصـت اینکـه حـروف نـاممـان کنـار هـم بمـانـد ...

زمیـن هـمیشـه همـان قـدر کـه بـرای نـزدیـک شـدن گشتـه اسـت

بـرای دور شـدن هـم می گـردد !

1523

بـرای کشتن مـن

دَر هـم ابـروانـت راه درازیـسـت ...

لـبخنـد بـزن

جـان می دهـم !

1522

گـاهـی لای مـوهـا

گـاهـی گـرد گـردن ...

رفـت و آمـد دسـت هـا !

1521

زخمـی کهنـه ام

سـایـه ی رنـجـی پـایـان رفـتـه

دوستـت دارم

و بـه لمـس سرانـگشتـانـت ...

بـر سایـه ی ایـن زخـم دلخـوشـم !

1520

سـر بگـذار بـر درد بـازوان مـن

دست نگـاهـم را بگیـر

مـرا دچـار حـادثـه ای کـن کـه بـا عـشق نـسبـت دارد ...

مـن عـجیـب از روزگـار رنـجیـده ام !

1519

امـروز بـه پـایـان می رسـد

از فـردا بـرایـم چیـزی نگـو

مـن نمی گـویـم

فـردا روز دیگریست

فقـط می گـویـم

تـو روز دیگـری هستـی ...

تـو فـردایـی

همـان کـه بـایـد بـه خـاطـرش زنـده بمـانـم !

1518

امـروز

تـیـتـر اول خبـر هـا ایـن بـود

مـرد پـستچـی در بـرف جـان داد

یـقیـن دارم کـه ایـن بار ...

یکجـا

جـواب تمـام نـامـه هـایـم را فـرستـاده بـودی !

1517

مگـر نـه ایـن کـه

قـول دادم بـه تـو فکـر نـکنـم ؟

چـرا

چـرا

رویـای هـر شبـم ...

بـه تـو ختـم می شـود !

1516

هـر چـه می رویـم

سهممـان نـرسیـدن اسـت

هـر چـه می خـواهیـم

سهممـان نـداشتـن اسـت

به لجـاجـت احمقـانـه ای دچـاریـم ...

مـا بـه دنـیـا آمـدیـم

دنـیـا بـه مـا نـیـامـد !

1515

یـک روز بیـا

و بـه چشمـانـم خـوب نگـاه کـن

آن روز خـواهـی فـهمیـد ...

مـُرده هـا

چطـور هنـوز زنـده انـد !

1514

مـهـم نـیست

کـه دیگـر پـول نـداریـم

شـراب مـان کـه بـه آخـر رسیـد

می رویـم زیـر بـاران ...

و ایـن بـار

از بـوسـه هـای خـیس مـست می شـویـم !

1513

بـهشـت

همیـن جـاست

میـان دسـت هـای تـو

وقـتـی بـه مهـر بـاز می شـود ...

بـرای بـه آغـوش کشیـدنـم !

1512

از تمـام عـاشقـانـه هـای دنـیـا

تنهـا همیـن را بـه یـاد دارم ...

دوستـت دارم !